زن ایرانی ایستاده است؛ ریشه‌دار، امیدآفرین، مقاوم. زنی که تاریخ نشان داده در سخت‌ترین روزها، سرنوشت را به نفع امید و زندگی رقم می‌زند.

صبح ساباط _ فاطمه کول؛ جنگ معادلات را عوض می‌کند. تا پیش از جنگ دوازده روزه اگر از من می‌پرسیدند دوست داری که در کدام یک از دوره‌های تاریخ کشورت زیست داشته باشی؟ دهه‌ی شصت را انتخاب می‌کردم؛ چرا که جنگ، عبور انسان از ابعاد نفسانی‌تر برای نیل به ساحتی روحانی‌تر است.

فرصتی است برای آنکه آدمی معنای ایثار، عشق و اراده را از نو بفهمد.

آدم‌های جنگ‌زده پس از جنگ دیگر آدم سابق نمی‌شوند.

جنگ آدم‌ها را زنده می‌کند.

پس از جنگ، معنای وطن برایم دیگر تنها زادگاه و محل بالیدن نبود، آن‌گونه که دهخدا در لغت‌نامه‌اش نوشته بود. “وطن برایم به رگ تبدیل شد؛ به تپشی که با اهتزاز پرچم سه‌رنگ در هر گوشه‌ی جهان، همچون خار نازکی در گلویم می‌نشیند و بغضی از جنس شرف، آزادی و استقامت را در سینه‌ام می‌ریزد.”

روز سوم جنگ بود که استاد الف، مربی جودو‌ علت اینکه تمرین نرفتنم را جویا شد.در مکالمه‌ی شکل‌گرفته گفتم: می‌آیم. باید قوی شویم.

استاد الف با یک ایموجی که نشان از قدرت بود گفت ما قوی هستیم.

هربار موقع اجرای تکنیک جودو “ایپون سویی ناگه” محکم به دستم می‌زند که دستم را با ضرب بیشتری بکشم.

و من ناخودآگاه چشمم می‌خورَد به گردنبند ایرانش. مشتم را محکم‌تر و نفسم را با صلابت بیرون می‌دهم.

همان روز سوم جنگ بود که سحر امامی، زن ایرانی از میان آتش برخاست و تصویری باشکوه از زن ایرانی را به جهانیان‌ نشان داد.زنِ مومن، آگاه، شجاع و کارآمد؛ نه منزوی چون سنت، و نه کالایی‌شده در روایت غرب؛ بلکه زنِ فعال، رشید، مقاوم و صاحب‌هویت. این است زن ایرانی.

این، نمونه‌ای از زن ایرانی است.

بعد از جنگ هر بار پرچم سه رنگ در هرکجای کره خاکی با اهتزاز در‌می‌آید، بغضی نازک مثل تارعنکبوت گلویم را فشار می‌دهد. بغضی از جنس شرف، آزادی، ایستادگی.

همین روحیه، فرشته حسن‌زاده قهرمان تیم‌ملی “موی تای” را مجاب کرده که؛ خودش را “فرشته، دختر ایران معرفی کند” و آرزو داشت که رنگ مدالش طلایی بود که به رهبر انقلاب تقدیم کند.

همین حس وطن‌داری، سایتا کریمی را وا‌می‌دارد که پس از کسب مدال دور افتخار بزند و به خاک بیفتد و آن مدال را به مردم ایران پیشکش کند.

همین غیرت است که در حضور دختران هندبال ایران در میدان‌های جهانی دیده می‌شود؛ دخترانی برخاسته از مکتبی که در آن “انتظار فرج” ، سلاح همیشگی امید و مقاومت است.

جنس دختران و زنان این سرزمین چنین است: بااراده، نجیب، جسور؛ زنانی که حب وطن را در سمت چپ قفسه سینه‌شان مثل گنجی محفوظ نگه داشته‌اند. دختران ایران می‌دانند که تنها یکی از فرزندان ایران بودن کافی نیست؛ باید خودِ ایران بودن را فریاد زد؛ باید صدای سراسر این خاک بود.

روایت زن مسلمان ایرانی، از روزهای دفاع مقدس تا امروز، در قاب جهانی رسانه همچنان پژواک استقامت، جسارت، شجاعت و پایداری است. این روایت نه خاموش شد، نه کمرنگ؛ بلکه صدای حقانیت زن ایرانی را رساتر کرده و جهان را وادار کرده دوباره به نقش زن شرقی و مسلمان نگاه کند.

ایران سرزمین نجیب‌زادگان و شجاعان است؛ و به برکت انقلاب اسلامی، زنان این سرزمین در عرصه‌های علمی، ورزشی، فناوری و اجتماعی از حاشیه به متن تاریخ گام گذاشته‌اند. آنان تصویر تازه‌ای از زن مسلمان ایرانی ارائه کرده‌اند: زنی که می‌فهمد می‌تواند زن باشد وقهرمان، محجبه باشد و پیشرو، نجیب باشد و جسور.

با این‌همه، سالیان اخیر شاهد تلاش گسترده معاندین برای مخدوش‌کردن این تصویر بوده‌ایم؛ جریان‌هایی که با تحریف، بزرگ‌نمایی بحران‌ها، و روایت‌سازی‌های جهت‌دار، می‌کوشند تصویر زن ایرانی را تیره و نادرست نشان دهند. اما زنان این سرزمین، با حضور مؤثر خود در میدان‌های واقعی زندگی، پاسخ این تحریف‌ها را داده‌اند؛ پاسخی نه با شعار، بلکه با عمل.

زن ایرانی ایستاده است؛ ریشه‌دار، امیدآفرین، مقاوم. زنی که تاریخ نشان داده در سخت‌ترین روزها، سرنوشت را به نفع امید و زندگی رقم می‌زند.

انتهای پیام/