صبح ساباط؛ محمد جواد پهلوان – حقوقدان و استاد دانشگاه اکنون دیگر می توان در مورد خبر خوش اقتصادی که از آن سخن گفته می شد بحث کرد. به زبان ساده آنچه مدنظر رئیس جمهور محترم بوده پیش فروش نفت به مردم است. یعنی آن هایی که پولی دارند به جای آنکه ببرند در بازارهای کاذب و مسموم، تحت عنوان «پیش فروش نفت» به دولت بدهند و دولت نیز با این پول هم کسری بودجه شدید خود را جبران کند و هم در نهایت سودی به جیب مشارکت کنندگان برود.
بنده قطعا کارشناس اقتصادی نیستم و اهل فن بایستی در مورد امکان و یا عدم امکان موفقیت طرح نظر دهند. ولی به عنوان یک ناظر بیرونی به نظر می رسد؛ طرح هایی که این روزها از ساختمان پاستور بیرون می آید بیش از آنکه به نفع مردم زجر دیده باشد؛ به سود سرمایه دارانی است که خود به خوبی آگاه هستند چگونه گلیم خود را از آب بکشند بیرون! عرضم اینجاست برای آن مردمی که به نان شب محتاج هستند آن بورس و این خبر خوش اقتصادی جناب روحانی چه لطفی دارد؟
برای مثال در مورد همین بورس ،کسانی که طی ۲ سال گذشته وارد آن شده اند حداقل سرمایه شان ۳ برابر شده است .به عبارتی این افراد میلیاردی وارد بورس شدند و ده ها میلیارد سود بردند و ریالی از این پول ها هم وارد چرخه تولید نشد که بگوییم از قبل این سفره مردم عادی بینوا نیز بهره ای برده اند.
در مورد همین خبر خوش نیز این مهم مصداق دارد.غالب مردم ما کارگر و کارمند و در مجموع حقوق بگیرند و زندگی شان را به نحوی تنظیم کرده اند که حقوق شان تا انتهای ماه فقط کفاف می دهد و دیگر چیزی باقی نمی ماند برای سرمایه گذاری .قطعا این خبر خوش اقتصادی رئیس جمهور برای کسانی «خوش» است که جزو طبقه سرمایه دار محسوب می شوند.
بنده عطف به تجربه بیم آن را دارم که همانند بورس؛ اولا این خبر خوش نیز در نهایت پولدار ها را پولدارتر نماید و ثانیا ترکش های این دلال بازی ها به مردم نیازمند و طبقه فرودست بخورد. متاسفانه در بورس شاهد بودیم و هستیم؛ هرچقدر بازار سرمایه رشد کرد و بالا رفت از آن سو نرخ ها و شاخص های دیگر را با خود بالا کشید. برای مثال در اقتصاد بیمار ما؛ نسبت مستقیمی میان افزایش شاخص بورس و تورم وجود دارد. بورس هر چه صعود کرد قیمت ها نیز افزایش پیدا کردند. البته فقط همین نبود؛ به همان نسبت که سبیل سرمایه گذاران در بورس چرب می شد قیمت ارز و دلار نیز بالاتر می رفت و این مردم عادی و ساده بودند که مشاهده میکردند چگونه حقوق شان آب می رود و سفره شان خلوت تر…
به هر حال عوامل غیراقتصادی اثرگذار بر اقتصاد، در دهههای اخیر نقشی پررنگ در روند سرمایهگذاری در بسیاری از بازارها و تعیین مسیر اقتصاد کلان کشور ایفا کردهاند که مهمترین آنها بحرانهای سیاسی در حوزه داخلی و خارجی بوده است.
از دو سال پیش نیز با خروج آمریکا از برجام و بالا گرفتن تنشهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه، اقتصاد ایران تاثیرپذیری بالاتری از بحرانهای غیراقتصادی پیدا کرد.
فشار ناشی از تحریمها، شیوع کُرونا و رکود ناشی از آن و همچنین کاهش قیمت جهانی نفت، اعتراضات گسترده صنفی و اعتراضات سراسری از جمله عواملی هستند که در تصمیم اکثر مردم برای سرمایهگذارهای خرد و کلان نقشی مهم ایفا کردهاند اما در بین آحاد مردم که جزو طبقه متوسط و ضعیف هستند تقریباً رو به نابودی اند و اگر دولت سیاست هایش را اصلاح نکند این قشر عظیم مستضعف دیگر وجود خارجی نخواهد داشت و زیر بار این فشار اقتصادی ناشی از رکود، تورم، بیکاری، فقر و نابسامانی از میان خواهد رفت.
در شرایطی که بیثباتی و بحرانهای سیاسی داخلی و بین المللی و اجتماعی بر اقتصاد کشور سایه انداخته است، سرمایه داران به دنبال سرمایه گذاریهایی میروند که از یکسو در زمان کوتاهتر سود بیشتری نصیب آنها کند و از سوی دیگر دارای ویژگی نقدشوندگی بالا باشد.
در چنین شرایطی دولت با کاهش نرخ سود بانکی مدعی شد نخستین گام را برای مدیریت نقدینگی بر میدارد؛ گامی که نه به نفع اقتصاد و توسعه کشور بلکه راهی برای بهرهبرداری آسان و بیدردسر دولت از سرمایه و پول نقد مردم بود!
وجود بحرانهای سیاسی، فاصله عمیق میان مردم و مسؤولان و همچنین فاصله میان درآمدها و هزینهها به دلیل تورم و کاهش ارزش پول ملی، همگی دست به دست هم دادند تا سرمایه داران و حتی اقشار متوسط به دنبال بازدهی سریع از سرمایهگذاری با پولهای اندک خود باشند.
در این شرایط بازارهای تفکیکپذیر و با نقدپذیری بالا مانند بازار ارز و طلا، با وجود ریسک بالا، گزینهی برتر از سوی این افراد به شمار میرود که نتیجه اش میشود این بازار افسار گسیخته و بی برنامه که هر جایی دلالان بخواهد میرود!
امروز شرایط به قدری برای دهک های پایین در آمدی سخت شده که شاید بسیاری در این بین محتاج امور روز مره شان باشند و این برای جمهوری اسلامی ایران با بیش از ۴ دهه زمامداری قطعاً زیبنده نیست و این سطح ناقص از عدالت اجتماعی و اختلاف طبقاتی بین مردم و بسیاری از مسؤولان قطع به یقین با آرمان ها و شعار های انقلاب و اندیشه های امام (ره) و آموزه های اسلامی همخوانی ندارد.
نتیجه گیری پایانی آنکه خبر خوش رئیس جمهور هنوز به مرحله اجرا نرسیده تبعات آن دامن جامعه را گرفته! همزمان با این خبر قیمت ارز و سکه مجددا صعودی شده و این موضوع بدین معنی است که مثل بورس؛ خبر خوش نیز نه تنها سودی برای مردم کوچه و بازار ندارد بلکه ضرر هم به دنبال خواهد داشت.













Saturday, 4 July , 2026