طراحی شایعات هدفمند پیرامون استقرار تأسیسات نظامی در بناهای تاریخی، ترفندی پیچیده در چارچوب جنگ شناختی برای هدف قرار دادن زیستجهان و هویت ملی ایران است؛ رویکردی که با تزریق پیشفرضهای کاذب در افکار عمومی جهانی، در پی آن است تا زمینه لازم برای مشروعیتبخشی به جنایات احتمالی علیه میراث تمدنی کشور و اجرای طرح نسلکشی فرهنگی را فراهم آورد.
صبح ساباط _ ریحانه رفیعی زاده؛ در نظریههای نوین امنیت ملی و مطالعات استراتژیک، بُعد شناخت به عنوان کانون جدید تهدیدات و فرصتها شناسایی شده است.
آنچه امروز جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه است، صرفاً تهدیدات نظامی یا تحریمهای اقتصادی نیست، بلکه هجمهای همهجانبه در حوزه جنگ شناختی است. در این نوع جنگ، دشمن به جای درگیری مستقیم فیزیکی، بر روی ادراکات، باورها و حافظه جمعی جامعه هدف کار میکند تا بدون شلیک یک گلوله، اراده و هویت آن ملت را در هم بشکند.
طرحریزی شایعات اخیر پیرامون وجود تأسیسات نظامی در زیر بناهای تاریخی، مصداق بارز و دقیق این نوع جنگ ترکیبی است که نیازمند واکاوی عمیق و راهبردهای دفاعی هوشمندانه است.
پیشفرضسازی و مشروعیتبخشی
دشمن در این عملیات روانی از یک تکنیک شناختی به نام تزریق پیشفرض بهره میبرد. هدف از تکرار مکرر ادعای وجود انبار مهمات در زیر بازارهای سنتی و اماکن مذهبی، ایجاد یک باور پذیرفتهشده در افکار عمومی جهانی است.
این روایتسازی دارای یک بُعد مکید و بسیار خطرناک است؛ اگر فردا (به فرض محال) حملاتی به این مناطق صورت گیرد، دشمن با تکیه بر همان شایعات قبلی، بلافاصله مدعی خواهد شد که هدفگیریها مشتمل بر اهداف نظامی مشروع بودهاند. این رویکرد، در واقع تلاشی برای پیشخواندن سناریوی دفاعی است تا جنایت احتمالی علیه میراث بشری، با پوشش قانونی و نظامی ارائه شود. اینجا، رسانه به عنوان ابزار اصلی جنگ، پیش از موشک، میدان مین را در ذهن مخاطب پاکسازی میکند.
نسلکشی فرهنگی؛ حمله به هستی معنایی ملت
مفهوم نسلکشی فرهنگی در کنوانسیونهای بینالمللی، نه تنها به نابودی فیزیکی یک گروه، بلکه به تخریب عمدی میراث فرهنگی آنان نیز اشاره دارد.
میراث باستانی ایران، از تخت جمشید تا مساجد تاریخی و بازارهای سنتی، تنها اشیاء نیستند؛ آنها تجلیگر زیستجهان و هویت تاریخی ملت ایراناند. این بناها، واسطه معنایی بین گذشته، حال و آینده ما هستند. وقتی دشمن این اماکن را در ذهنیت عمومی به پناهگاههای نظامی تقلیل میدهد، در واقع آنها را از جایگاه مقدس و غیرقابلتعرض خارج کرده و به اهداف نظامی تبدیل میکند. این فرآیند، حمله به هستی معنایی جامعه است که هدفش ناامید کردن مردم و قطع پیوند آنها با تاریخ و تمدن خود است.
راهبردهای کاربردی و ضرورتهای مقاومت فعال
برای مقابله با این تهدید شناختی، رویکردهای سنتی پاسخگویی کافی نیست و نیازمند «دیپلماسی عمومی فعال» و «آگاهیبخشی افکار عمومی» هستیم. راهبردهای پیشنهادی در این راستا عبارتند از:
۱. شفافسازی و مستندسازی: نهادهای فرهنگی و رسانهای ملی باید با انتشار مستندات تصویری و فنی، حضور نیروهای نظامی در این اماکن را تکذیب کرده و بر حساسیت جهانی نسبت به حفاظت از میراث مشترک بشری تأکید کنند.
۲. افشای اهداف شوم: رسانهها باید با تحلیلهای کارشناسی، نشان دهند که پشت این شایعات، چه سناریوهای تخریبی قرار دارد و افکار عمومی را نسبت به «تلههای رسانهای» دشمن آگاه سازند.
۳. تقویت هویت ملی: آموزش عمومی درباره اهمیت میراث فرهنگی به عنوان سرمایههای معنایی، باعث میشود مردم به عنوان «سربازان نرم» این عرصه، از آثار خود دفاع کنند و اجازه ندهند روایتهای دروغین جایگزین واقعیت شود.
کلام آخر اینکه
آنچه در فضای رسانهای میگذرد، جنگی برای تسخیر ذهنها و حذف هویت است. دشمن میخواهد پیش از آنکه به فیزیک ما آسیبی بزند، حافظه تاریخی ما را پاک کند.
مقاومت در برابر این نسلکشی فرهنگی، تنها با شناخت دقیق سازوکارهای جنگ شناختی و همبستگی ملی در حفاظت از میراثمان ممکن است. آگاهی، نخستین و مهمترین سد دفاعی در برابر توطئههایی است که قصد دارند آجرهای هویت ما را یکییکی بر سرمان فرو بریزند.













Sunday, 5 July , 2026