در گفتوگو با باران شاهینژاد، نویسنده مجموعه داستان کودکانه تازه منتشر شده دستهای کوچک، قلبهای بزرگ
صبح ساباط؛ باران شاهینژاد از آن دست نویسندگانی است که دل در گرو جهان شفاف و بیریای کودکی دارد؛ جهانی که در آن هر لبخند میتواند قصهای بسازد و هر دست کوچک، توان تغییر جهان را داشته باشد. تازهترین اثر او با عنوان «دستهای کوچک، قلبهای بزرگ» که از سوی انتشارات ارشدان منتشر شده است، بیش از آنکه یک کتاب باشد، بیانیهای هنری و انسانی است؛ سرشار از تصویر و شعر، و سرسپرده به آرمان پرورش امید، همدلی و مهربانی در ذهن و جان کودکان.
شاهینژاد در گفتوگو با صبح ساباط درباره خاستگاه ایده این مجموعه گفت: این کتاب در پاسخ به نیازی شکل گرفت که سالها در ذهنم طنین داشت؛ نیازی برای یادآوری قدرت بیپایان کودکان. خواستم به آنان بگویم که نیروی واقعی، در دستهای کوچک برای عمل کردن و در قلبهای بزرگ برای دوست داشتن نهفته است. انتخاب این عنوان تصادفی نبود، بلکه تصمیمی آگاهانه و عاشقانه بود؛ پاسخی به جهانی که گاه فراموش میکند مهربانی هم میتواند راهبرد باشد.
او باور دارد که داستانهای کودکانه تنها روایت نیستند، بلکه نقشهی گنجی برای آینده اند؛ گنجی از دانایی، مهربانی و شجاعت که به نسل بعد هدیه میشود. به تعبیر او هر داستان کودکانه، نه صرفاً متن، که معماری آینده است. واژهها در ذهن کودک، همان آجرهایی هستند که جهان فردا را شکل میدهند.
شاهینژاد فلسفه نوشتن خود را بر سه واژه امید، دوستی و همدلی دانست و گفت: اینها برای من مفاهیمی تزئینی نیستند، بلکه جوهرهی زیستن و آفرینشاند، در نوشتن برای کودکان، از کودکان واقعی الهام میگیرم؛ از جهان بیواسطه و پاکشان. صدای آنهاست که در کلمات من جاری میشود.
یکی از محورهای مهم آثار شاهینژاد، تقویت حس تعلق و هویت فرهنگی در کودکان است. او توضیح داد: در جهانی که مرزها هر روز محوتر میشوند، کودک نیاز دارد ریشههای خود را بشناسد. آیینهایی چون نوروز و یلدا، فقط جشن نیستند؛ بخشی از حافظهی جمعی ما هستند. گنجاندن این آیینها در داستانها، پلی است میان گذشته و آینده؛ میان کودک امروز و میراث مهربانی دیروز.
شاهینژاد نوشتن برای کودکان را ظریفترین شکل آفرینش خواند و گفت: نوشتن برای بزرگسالان مانند نقاشی منظرهای پیچیده است، اما نوشتن برای کودک، کاشتن بذر در خاکی حاصلخیز است. نویسنده باید بهترین مفهوم، زبانی روشن و تصویری زنده فراهم کند تا آن بذر به درختی تنومند بدل شود؛ درختی که سالها سایهبان ذهن و روح کودک خواهد بود.
او بر اهمیت کتاب کاغذی نیز تأکید کرد و افزود: کتاب کاغذی تجربهای انسانی است؛ لمس کاغذ، ورق زدن، و همراهی والدین با کودک، لحظاتی میآفریند که هیچ کتاب دیجیتال یا اپلیکیشنی قادر به بازسازی آن نیست. کتاب کاغذی تخیل را پرورش میدهد، نه اینکه جای آن را پر کند.
شاهینژاد از فرآیند تولید این مجموعه به عنوان سفری مشترک یاد کرد و گفت: همراهی والدین در تولید و بازخوردهای آنان نشان داد که خلق یک کتاب کودکانه، پروژهای فردی نیست؛ پیوندی است میان قلبهای کوچک و بزرگ. این همراهی، زیباترین دستاورد دستهای کوچک، قلبهای بزرگ بود.
او با احترام از بزرگان ادبیات کودک یاد کرد و افزود: آثار محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی آذریزدی و هانس کریستیان آندرسن به من آموختند که سادگی میتواند ژرفترین شکل زیبایی باشد و مهربانی، ماندگارترین شکل شجاعت.
شاهینژاد در پایان گفت: نوشتن برای کودک، مسئولیت است؛ مسئولیتی برای ساختن پلی میان کودکی امروز و بزرگسالی فردا. در پی همکاری با متخصصان حوزه کودک هستم تا این مسیر، اثربخشتر و آگاهانهتر طی شود. باور دارم که هر داستان کودکانه میتواند بذر امیدی در زمین دلها بکارد و جهان آینده را انسانیتر بسازد.
https://sobhesabat.ir/WOWza













Wednesday, 11 February , 2026