امروز، هرمز تنها یک تنگه آبی نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است که روزانه میلیونها بشکه نفت و کالاهای استراتژیک از آن عبور میکند و تحلیلگران برجسته نظامی و سیاسی، با نگاهی به تحرکات اخیر و وضعیت منطقه، از احتمال وقوع آنچه میتوان جنگ دوم هرمز نامید، سخن میگویند.
صبح ساباط _ علی مشیری نیا؛ تاریخ همیشه تکرار نمیشود، اما گاهی ریتم خود را با گذر قرنها حفظ میکند. امروز در تقویم تاریخ دیپلماسی و امنیت منطقه، یک رقم نمادین و درخشان خودنمایی میکند؛ ۴۰۴ سال، چهارصد و چهار سال پیش، در نقطهای از نقشه جهان که اکنون به عنوان قلب تپنده انرژی شناخته میشود، ایرانیان با رهبری شاه عباس صفوی، به بیش از یک قرن حضور و اشغالگری استعمار پرتغال در جزیره هرمز پایان دادند. آن رویداد، تنها یک پیروزی نظامی برای بازپسگیری خاک نبود؛ بلکه یک شوک ژئوپلیتیکی بود که به قدرتهای آن روز جهان فهماند که کنترل بر گلوگاههای حیاتی، بدون رضایت ساکنان اصلی این سرزمین، ممکن نخواهد بود.
آن روز، ایران صفوی با شکستن انحصار پرتغالیها بر تنگه هرمز، یک قاعده پایدار و جاودانه در روابط بینالملل پایهگذاری کرد؛ جغرافیا، سرنوشتساز است و هر که بر شاهراههای حیاتی جهان مسلط باشد، بر میز قدرت نیز صاحب کرسی است.

پرتغالیها که با توپهای سنگین و ناوگان دریایی قدرتمند خود، دریانوردی در اقیانوس هند و خلیج فارس را برای سایرین ناممکن کرده بودند، با عزم راسخ ایرانیان روبرو شدند و دیدند که تکنولوژی نظامی، در برابر اراده یک ملت برای دفاع از مرزهایش، ناتوان است.
اکنون، پس از گذشت چهار سده و در آستانه نیمه دوم قرن بیست و یکم، تنگه هرمز دوباره به کانون اصلی تنشها و محاسبات قدرتهای جهانی تبدیل شده، اما این بار، معادلات پیچیدهتر است؛ چه اینکه امروز، هرمز تنها یک تنگه آبی نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است که روزانه میلیونها بشکه نفت و کالاهای استراتژیک از آن عبور میکند و تحلیلگران برجسته نظامی و سیاسی، با نگاهی به تحرکات اخیر و وضعیت منطقه، از احتمال وقوع آنچه میتوان جنگ دوم هرمز نامید، سخن میگویند.
نشانههای این وقوع، بیش از پیش در ابعاد مختلف آشکار شده است، به طوریکه افزایش حضور ناوگانهای بیگانه، تلاش برای ایجاد ائتلافهای نظامی جدید در منطقه، و تلاشهای دیپلماتیک برای مهار ایران، همگی نشاندهنده آن است که جهان در آستانه یک تغییر بزرگ با این تفاوت بنیادین با ۴۰۴ سال پیش که ایران دیگر امپراتوری صفوی نیست، بلکه یک قدرت منطقهای مستقل و تاثیرگذار است که بر دانش بومی و توان دفاعی خود اتکا دارد.
پیامدهای این جنگ احتمالی، در چارچوب جغرافیای خلیج فارس باقی نخواهد ماند. این رویداد، زلزلهای خواهد بود که آرایش قدرت در سطح جهانی را به لرزه درخواهد آورد و نظم اقتصادی جهان که بر پایه تامین امنیت انرژی بنا شده، با چالشی جدی روبرو خواهد شد و قدرتهای بزرگ مجبور خواهند شد جایگاه خود را در معادلات جدید تعریف کنند.
کلام آخر اینکه
تاکتیک ایران در جنگ دوم هرمز، دفاعی نیست؛ بلکه این کشور در حال تعریف بازی جدیدی است؛ همانطور که ۴۰۴ سال پیش، ایرانیان با آزادسازی هرمز به جهان نشان دادند که دوران اشغالگری به پایان رسیده است، امروز نیز با تکیه بر همان میراث تاریخی و اقتدار نظامی، به جهانیان یادآوری میکنند که امنیت تنگه هرمز، در گرو امنیت و منافع جمهوری اسلامی ایران است. این بازنویسی نظم ژئوپلیتیک، پیامی روشن دارد؛ اینکه، هرمز، ایرانی است و ایرانی خواهد ماند و هر کس که بخواهد از این گذرگاه استفاده کند، باید قواعد بازی را بپذیرد.













Monday, 29 June , 2026