پژوهشگر اجتماعی: پراکندگی سنی بین 15 تا 19 و پراکندگی بالای 19 تا 24 یا تا 35 سال، فقر تئوریک و نداشتن ایدئولوژی، بی توجهی به منافع ملی، الگوی غیر بومی و متاثر از رسانه های بیگانه بیشتر بیانگر تاثیر پذیری عاطفی است تا انقلاب همگانی و خواستار تغییر بودن.

به گزارش صبح ساباط؛ با توجه به حوادث اخیر و اغتشاشات و اعتراضاتی که در یزد رخ داد محمدرضا پاریاب کارشناس ارشد جامعه شناسی پژوهشی با عنوان ارزیابی مردم نگارانه اغتشاشات اخیر در شهر یزد را به انجام رسانیده که نتایج پژوهش خود را در جهت برنامه ریزی در این زمینه و اتخاذ تدابیر لازم در جهت پیشگیری های بعدی منتشر کرده که به شرح ذیل می باشد:

در کلیات حوادث اخیر که در کشور اتفاق افتاد و یا در حال رخ دادن است دو مسئله کلی به میان میآید. اولاً اینکه در میانه اعتراضات و اغتشاشات اخیر پراکندگی نسلی وجود دارد یا خیر؟ ثانیاً آیا این اتفاقات گستردگی طبقه ا ی را شامل می شود؟ رسیدن به پاسخ درخور پرسش های فوق مستلزم نگاه تحلیلی بر پایه داده ای است.

بر این اساس طبق پژوهشی چند ماهه اطلاعاتی بدست آمده است. این پژوهش با بهره گیری از روش مردم نگاری به بررسی و ماهیت اعتراضی کنشگران و نظام ارزشی و هنجاری آنان پرداخته شده است، که نتایج قابل تامل و تا حدود موثری در شناخت اعتراض و معترضین حوادث اخیر مورد تحلیل قرار گرفته است.

پراکندگی نسلی

یکی از وجوه الزامی در تحقق یک انقلاب یا تحول بنیادین، درگیر شدن تمامیت نسلی جامعه است. توافق گروه های سنی از نکات ضروری و مبنایی در تغییرات اجتماعی به حساب می آید که در پژوهشی این مسئله مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است.

طبق داده کاوی صورت گرفته که در قالب یک کار ترکیبی کمی و کیفی انجام پذیرفته، تقسیم بندی سنی معترضین بر اساس شاخصه های تعریف شده، بدست آمده است. بر مبنای آن پراکندگی نسلی اکثراً در بازه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال بوده که

البته بازه های سنی ۱۹ تا ۲۴ و ۳۰ تا ۳۵ نیز از پزاکندگی بالایی در بین معترضین برخوردار بوده اند. آمار بدست آمده حاوی این نکته است که تعمیم پذیری اتفاقات اخیر را نمی توان به جامعیت توده ای و اجتماعی نسبت داد.

بنابراین تحلیل برخی که اعتراضات را در قالب یک جنبش انقلابی و خواستار تغییر تعریف می کنند تا حد زیادی زیر سوال می برد. شاید مهمترین عامل شرکت گروه های سنی مذکور را در قالب تاثیرپذیری عاطفی بیان کرد.

گستردگی طبقه ای

مفهوم طبقه همواره از چالش برانگیزترین نقاط حوزه تغییرات اجتماعی و انقلاب بوده است. اینکه آیا می شود جامعه ایران را از لحاظ اجتماعی-اقتصادی جامعه ای طبقاتی دانست؟ یکی از ابهامات حوزه پژوهش و علم بوده است.

بر این مبنا گاهاً در رسانه های معاند و منتقد جمهوری اسلامی از طبقاتی بودن یا شدن جامعه ایران صحبت به میان می آورند، یک ادعای کذب و خلاف واقع باید دانست.

اساساً طبقه در جامعه ایران بر پایه اقتصاد و میزان درآمد تعریف می شود. بر این اساس تغییرات و جنبشهای اجتماعی را نیز با توجه به طبقه اقتصادی گروههای معترض باید مورد سنجش قرار بگیرد. در پژوهش فوق طبقه اقتصادی معترضین و جمعیت حاضر در اغتشاشات با بررسی مردم نگارانه سنجش شده است. اگر با نگاه درامدی و دهک بندی مرسوم به این بررسی ها نگاه کنیم، در واقع گردانندگان اعتراضات (اغتشاشات) بر پایه مصاحبه ها و گفتگوها از میزان درآمد مناسبی برخوردار بوده اند.

به بیان دیگر انگیزه های اقتصادی با عنایت به درجه بندی فوق در ارتباط با گروههای اعتراضی از سطح نازلتری نسبت به انگیزه های سیاسی و فرهنگی برخوردار می باشد.

با استنباط به تحلیل ها و داده های فوق اعتراضات از گستردگی محدود طبقه ای (اقتصادی) برخوردار بوده است. در تبیین این نتایج و چرایی آن باید بدین موضوع اشاره نمود که انگیزه ها و دغدغه های عاملان تجمعات جدای از خواسته های بدنه اجتماعی که بر پایه معیشت بوده، اهداف سیاسی در لایه اول و لایه های بعدی تضاد با نهاد دین را دنبال می کنند.

این نکته عدم تعمیم پذیری اعتراضات اخیر به کلیت جامعه را تایید می کند. دلیل آن نیز لحاظ نکردن دغدغه ها عام از سوی گردانندگان و شرکت کنندگان اعراضات اخیر می باشد.

  • ویژگی ضمنی اعتراضات
  • وابستگی به رسانه ها: اغلب شعارها و تحرکات معترضین برگرفته از محتوای رسانه ای برون مرزی است. شعارها و نوع اعتراض و بافت جمعیتی افراد حاضر این نکته را تایید می کند. درواقع یک الگوی غیربومی را جهت ارائه اعتراضات در پیش گرفته اند.
  • عدم قدرت اقناعی
  • تقابل با نهاد دین و ارزشهای دینی
  • فقر تئوریک و نداشتن ایدئولوژی: از نکات قابل توجه این اعتراضات، با توجه به بافت سنی شرکت کنندگان آن عدم برخورداری از یک رشته مسائل ایدئولوژیک می باشد. یعنی نمی توان اعتراضات اخیر را از جنبه محتوایی هدفمند دانست و صرفاً یک بعد شورشی را می توان بدان نسبت داد.
  • عدم توجه به نقش و جایگاه خواسته ای توده اجتماعی از مهمترین ویژگی و خصلت این اعتراضات بود. از سوی دیگر بی توجهی به منافع ملی و ضرورت آن نیز بسیار در گفته ها و نماد هنجاری معترضین به چشم می خورد.