سال هاست که روانشناسان کودک و نوجوان و جامعه شناسان و کارشناسان مسائل حوزه خانواده و جامعه و رسانه های جمعی و همه کسانی که با کودکان و نوجوانان در ارتباط هستند؛ در مورد کارکرد عاطفی خانواده و نقش این کارکرد به عنوان اصلی ترین و مهمترین وظیفه خانواده، نظرات گوناگونی را بیان نموده اند. اما این که چرا هنوز در محیط خانه به بعضی از نیازهای عاطفی نوجوانان پاسخ مثبت ارائه نمی گردد و نوجوانان در خارج از محیط منزل به دنبال رفع نیازهای عاطفی خود به صور مختلف هستند و این امر بستر را برای در معرض آسیب قرار گرفتن نوجوانان ما آماده می سازد و روز به روز بر این آسیب ها و مخاطرات آن افزوده می گردد.

صبح ساباط؛ مهدیه سالاری؛ سال هاست که روانشناسان کودک و نوجوان و جامعه شناسان و کارشناسان مسائل حوزه خانواده و جامعه و رسانه های جمعی و همه کسانی که با کودکان و نوجوانان در ارتباط هستند؛ در مورد کارکرد عاطفی خانواده و نقش این کارکرد به عنوان اصلی ترین و مهمترین وظیفه خانواده، نظرات گوناگونی را بیان نموده اند. اما این که چرا هنوز در محیط خانه به بعضی از نیازهای عاطفی نوجوانان پاسخ مثبت ارائه نمی گردد و نوجوانان در خارج از محیط منزل به دنبال رفع نیازهای عاطفی خود به صور مختلف هستند و این امر بستر را برای در معرض آسیب قرار گرفتن نوجوانان ما آماده می سازد و روز به روز بر این آسیب ها و مخاطرات آن افزوده می گردد.

در آغاز؛ به عنوان یک مددکار اجتماعی روی سخنم با والدین عزیزی است که گاهی ناخواسته افراد فرصت طلب و سودجو و کسانی که مانند گرگ قصه شنگول و منگول و حبه انگور با ظاهری مهربانانه و کوله باری از امیدهای رنگین و آغوشی پر از عشق بدون نصیحت، بدون سرزنش و بدون بایدها و نبایدها و دایه ای دلسوز از مادر را وارد زندگی شخصی فرزندان خویش می کنند. افرادی که درست همان نقطه ای را نشانه می روند که ما والدین درآن قسمت نقش خود را ایفا ننموده ایم و یا آنگونه که باید، وظایف والدی خود را به درستی انجام نداده ایم. یکی از مواردی که کارشناسان حوزه آسیب شناسی در مورد آن بحث و اظهار نظر نموده اند، آسیب های فضای مجازی و استفاده از شبکه های اجتماعی است. این روزها استفاده از شبکه های اجتماعی و در دسترس قرار گرفتن آنها توسط فرزندان ما بسیار نمود پیدا کرده است.

اکنون شبکه های اجتماعی نردبانی شده است برای تسهیل در امر آموزش و تحصیل فرزندان، ابزاری که نمی توان لزوم آن را انکار کرد و با خارج نمودن آن از دسترس کودکان و نوجوانان و حتی جوانان صورت مسأله را پاک نمود. همان طور که در اوایل کودکی برای دوچرخه های فرزندانمان چرخ های کمکی استفاده می کنیم  تا کم کم آنها مهارت دوچرخه سواری را بیاموزند و در حین این آموزش تعادلشان بر هم نخورد و آسیب نبینند، باید در اوایل شروع از هر ابزار و وسیله و هر تکنولوژی جدید؛ فرزند ما مهارت لازم را کسب نماید تا با عدم تعادل روحی و روانی مواجه نشود و در معرض آسیب قرار نگیرد. والدین باید در محیط منزل و در کانون خانواده به قدری فضای عاطفی و عقلانی ایجاد کنند که فرزند برای رفع نیازهای عاطفی خود در فضای مجازی به دنبال گرگی در لباس میش نباشد. باید آنقدر در منزل پاسخ درست به نیازها و خواسته های عاطفی فرزندانمان ارائه نماییم که کودک و نوجوانمان احساس محبت و نیازش را از دیگران گدایی نکند.

دختر نوجوان و جوان ما باید اطمینان حاصل کند و باید برایش ملموس و ثابت شده باشد که امن ترین آغوش برایش آغوش پدر و گرم ترین دستها، دستان مادر است و اگر کسی اصرار دارد با وی وارد رابطه ای گردد؛ این رابطه دامی است برای این که وی را از موقعیت های عالی که در آینده در انتظار اوست محروم سازد  و همچنین ارزشها و اعتقادات وی که شخصیت وی را شکل داده را زیر سوال و بدون آنکه دختر معصوم ما متوجه شود از همه ارزشهایش بازماند. باید دختر نوجوان ما اطمینان حاصل کند که اگر دچار خطا و اشتباهی گردد مورد سرزنش و برخوردهای اعضاء خانواده قرار نمیگیرد و والدین نیز روزی دچار چنین اشتباهاتی شده اند و آنها نیز برای عبور از بحرانهای نوجوانی به تجربیات والدینشان تکیه زده اند و سعی نموده اند روزهای پر تلاطم نوجوانی را با راهنمایی از بزرگترهایشان پشت سر گذارند.

گاهی آنقدر جو کانون خانواده سرد و بی روح و به دور از نوازشی از سوی والدین هست که دختر نوجوان و جوان ما با شنیدن یک جمله ساده اما محبت آمیز و عاشقانه در بیرون از محیط خانه  خود را از اعضاء خانواده دور می سازد و دیگری را وارد دنیای دخترانه خود می کند و او را قهرمانی عاشق پیشه برای نجاتش از امر و نهی و دستورات نا تمام والدین می داند. رابطه ی عاشقانه ای  که با یک کلمه عاشقانه آغاز می شود و گاهی متاسفانه آنقدر این اعتماد شکل می گیرد که دیگر حریمی بین نوجوان ما و آن فرد سودجو و فرصت طلب وجود نخواهد داشت. و دور از انتظار نخواهد بود اگر با پرخاشگری ، افت تحصیل و فرار از منزل و رفتارهای نابهنجار از سوی فرزندمان روبرو شویم و متاسفانه در این شرایط نیز آگاهی رفتار درست و منطقی را نداریم و نوجوانمان را متهم به گستاخی ، لجاجت و قدرنشناسی می نماییم و دیگران را چون چماق بر سر فرزندمان فرود می آوریم. غافل از اینکه داریم شرایط را بدتر و هیزم در آتش خشم و نفرت فرزندمان می اندازیم.

والدین عزیز درست همان جا که آغوشمان نیست همانجا فرزندمان در جستجوی آغوش دیگری است. همانجا که برای پوشش فرزندمان او را مورد سرزنش و شماتت های خود قرار دادیم، بیگانه ای به گونه ای از زیبایی و سلیقه فرزندمان تعریف و تمجید می نماید که گویی شاهزاده ای به تمجید ملکه اش نشسته همانجا که احساسات فرزندمان را مورد تمسخر قرار دادیم؛ ابراز همدردی های پوشالی قلب فرزندمان را تسخیر نموده والدین عزیز چند سوال ساده اما قابل تأمل شبکه حمایتی فرزندان ما در دنیای حقیقی تا چه اندازه گسترده است. آیا تعداد حامیان فرزندمان در دنیای حقیقی به تعداد انگشتان دست می رسد؟ آیا آنقدر فرزندمان محبت دریافت نموده که با کوچیکترین کلمه محبت آمیزی خارج از چارچوب خانواده دست و دلش نلرزد. آیا به گونه ای رفتار نموده ایم که بعضی از سنت های قدیمی مانع ایجاد ابراز علاقه پدرها به دخترانشان نشود. والدین عزیز حقیقت امر این است که حقیقت دنیای مجازی این است که نباشیم ، خواهند بود ، هزینه نکنیم هزینه خواهند کرد ، عشق نورزیم عشق خواهند ورزید ، زمان نگذاریم ، وقت خواهند گذاشت برای دخترک معصومی که با خون دل بزرگش کرده ایم برای پسرمان که با اشک دیده قد کشیدنش را نظاره گر بوده ایم. بگذارید قاطعانه بگویم فکر اینکه فرزندتان را از فضای مجازی دور نمایید از سرتان به در کنید. اینکار یعنی تیشه به ریشه خودتان زده اید. مگر تا چند سال می توانید فرزندان خود را از تکنولوژی دور سازید. مگر چند سال می توانید سدی باشید برای ورود فرزندانمان به دنیای مجازی؟ و چقدر برایم اندوهگین بود زمانی که در جلسه مصاحبه با یک دختر جوانی که تازه هشت ماه از شروع زندگی مشترکش می گذشت و دو ماه بود به همراه پدرش راهروهای دادگاه را می آمد و می رفت، شنیدن حرف های این دختر وقتی که می گفت: نه خانه پدر روز خوش دیدم نه خانه مادر شوهرم؛ خود را با گوشی سرگرم کردم و… آری به همین سادگی و به همین پیچیدگی!

چرا فکر می کنیم فرزندانمان متاهل که شدند باید تکنولوژی در اختیارشان قرار گیرد؟ چرا صورت مسئله را پاک می کنیم؟ چرا چاهایی که در مسیر فرزندانمان هست  را می پوشانیم؟ چرا سعی نمی کنیم نقشه ای درست در اختیار فرزندانمان قرار دهیم که آنها خودشان چاه های مسیرشان را تشخیص دهند. گاهی از این سمت بام می افتیم و مانند داروغه ها مشعل به دست سر در دنیای فرزندمان می ایستیم و سیاست بگیر و ببند استفاده می کنیم و گاهی آنقدر سهل گیر و بی پروا عمل می کنیم که انگار قرار است ما را به بهشت برین ببرند برای بی بند و باری فرزندمان . والدین عزیز به عنوان مددکار بخواهم غصه دل بگشایم و از نگرانی هایم بگویم ستون ها حرف باید به زبان آورم و سطرها قلم بر کاغذ فشارم چند سوال مطرح می نمایم امید است پاسخ قاطعانه نزد خود داشته باشید.

چه اندازه اطمینان دارید که به تمامی اکانت ها و خطوط موبایل فرزندتان دسترسی دارید. چه اندازه پست ها و متن ها و استوری ها و حتی پروفایل که فرزندتان در شبکه های اجتماعی به نمایش می گذارد توسط شما کنترل می شود.

اگر تصویر نمایه و پروفایل فرزندتان عکس اندوهگین باشد یا تصویری از خودش با پوشش غیر متعارف یا متنی باشد خلاف ارزشهای خانوادگی شما؛ عکس العمل شما چیست؟ تصور نمایید پسر نوجوان ۱۶ ساله ای دارید و در تصویر نمایه خود عکس پسری را گذاشته که سیگار بر لب دارد و شما خانواده ای هستید که مصرف سیگار خط قرمز خانواده شماست در این صورت عکس العمل شما چیست؟ تصور کنید دختر ۱۹ ساله ای دارید مطلبی را به اشتراک گذاشته و در آن به شدت از رفتن شخصی ابراز دلتنگی نموده؛ شما چه رفتاری می نمایید. اگر پسر مجرد شما نمایه اش در فضای مجازی حاکی از علاقه اش به دختری باشد چه می کنید؟ والدین عزیز برایم به عنوان یک مددکار اجتماعی قابل درک است که دغدغه ها و نگرانی ها و مسائل روزمره زندگی گاهی نمی تواند آنگونه که باید شرایط و فضا را برای ارتباط پویا و سالم شما و فرزندتان فراهم نماید اما لازم است بدانیم اگر اکنون برای فرزندانمان زمان صرف نکنیم اگر ساعاتی را برای بیان احساسات و عواطفشان در اختیارشان قرار ندهیم سالهای جوانی شان، خودشان و بنده و شما باید هزینه گزافی را صرف نماییم برای جبران این کمبودها ، سعی داریم در سری های بعد راهکارهای ارزنده ای برای تقویت و بهبود روابط فرزندان با والدین بیان نماییم این یادداشت تلنگری بود برای شما والدین عزیز که بدانید اگر فرزندتان نیازهایش را به زبان نمی آورد دلیلش عدم احساس آنها نیست ، دلیلش این است که در جای دیگر و در فضای دیگر سعی بر رفع آنها دارد. بیایید آغوشمان را برای فرزندمان باز کنیم قبل از آنکه گرگی با دست و پای آرد زده و بلورین به سوی فرزندمان آغوش گشاید.