پذیرش انتقاد و گسترش فرهنگ نقدپذیری یک شبه محقق نمی‌شود اما به علت تغییر سبک زندگی مردم، گسترش رسانه‌ها و افزایش ارتباطات بین المللی، لاک سنتی جامعه در حال ترک برداشتن است.

صبح ساباط _ ثریا آسایش؛ جامعه برای اینکه از حالت ایستایی بیرون آید و در تکاپو و پویایی قرار گیرد نیازمند فرآیندی است که شهروندان را آگاه کند تا مکانیسم‌های جامعه در مسیر اشتباه قرار نگیرد و نقد ابزاری است که افراد را نسبت به رفتار و عملکردشان پاسخگو می‌کند و با توجه به اینکه خطاها را گوشزد می‌نماید از تکرار اشتباهات جلوگیری می‌کند.

واژه نقد در لغت نامه دهخدا جدا کردن سره از ناسره تعیین می‌گردد و در واقع افزایش قدرت تمیز در تشخیص بدی از خوبی است و چه بسا از فرآیند انتقاد در جهت تعالی جامعه می‌توان بهره برد اما موشکافی در امور جاریه کشور پدیده ای نو ظهور در کشورهای در حال توسعه است به ویژه اینکه در اغلب کشورها در طول تاریخ خرده گیری بر فرمانروایان واژه غریبی بوده و جامعه ایران نیز با آغاز انقلاب مشروطه با این کارکرد آشنایی بیشتری پیدا کرد البته سیر تحولات تاریخی مقوله نقد در دوره های بعدی دچار فراز و فرود شد که بسته به دوره زمامداری غالب دارای قدرت مانور می‌شد یا به پستوی عزلت می‌خزید و گوشه نشینی پیشه می‌کرد.

در جامعه‌های سنتی پذیرش انتقاد به مثابه سلب عقلانیت و عدم درستی تعیین می‌گردد و در برخی از فرهنگ های دیگر نقد پذیری به بلوغ رسیده و مورد پذیرش همگان قرار گرفته است البته نقد و نقد پذیری در جامعه ایران دارای چالش‌های اساسی است که برای ارتقاء فرهنگ جامعه در این زمینه باید به سازوکارهای اندیشید.

طبیعی است پذیرش انتقاد و گسترش فرهنگ نقدپذیری یک شبه محقق نمی‌شود اما به علت تغییر سبک زندگی مردم، گسترش رسانه‌ها و افزایش ارتباطات بین المللی، لاک سنتی جامعه در حال ترک برداشتن است.

قاعدتا بر اساس یک امر ذاتی هیچ انسانی دوستدار سرزنش نیست و از نظر فطری خواستار تمجید می‌باشد اما معمولا رفتار انسان همراه با لغزش است که از سوی نزدیکان فرد برای جلوگیری از تکرار خطا و اصلاح روند زندگی نکوهش شخص خاطی صورت می‌گیرد اگر خرده گیری از افراد جامعه گسترش داده شود و دید نقادانه در نهادهای ساختاری اعمال گردد و ملامت به نهادها و ارگان‌ها تعمیم داده شود و به ویژه اینکه متوجه افراد دارای مسئولیت گردد که با تصمیم و اقدام نابجا زندگی مردم را دچار نوسان می‌کنند اهمیت نقد جلوه بیشتری پیدا می‌کند. هر نهادی طبیعتا خود را مبرا از خطا و اشتباه می‌بیند و تفکری که در قریب به اتفاق ارگان‌ها وجود دارد این است که پذیرش لغزش بار منفی دارد و وجه سازمان مذکور را خدشه دار می‌کند اما ضروری است برای توقف دور باطل خطاها نقد حضور پررنگی در سلسله مراتب حکمروایی داشته باشد.

برخی از سازمان‌ها مدعی هستند که به طور پیوسته در حل مشکلات مردم تکاپو می‌کنند و ایراد گیری از تلاش مداوم آنان کار ناشایستی است و نقد پاسخ شایسته ای به تلاش آنان نیست البته باید به آنان گوشزد نمود تصمیم و اقدام نهادها بر زندگی روزمره مردم اثر گذار است و موجب افت یا ارتقاء زندگی آنان می‌شود وکوشش شبانه روزی پاسخ قانع کننده ای به پیامدهای یک تصمیم نادرست سازمانی نیست و ضروری است تمام جوانب تصمیمات و عملکرد ارگان‌ها مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد تا کمترین خطای ممکن را داشته باشد.

در جوامع پیشرفته انتقاد پذیری بر اساس ساختار جامعه و بافت فرهنگی پذیرفتنی است که با مطالبه گری مداوم مردم و فشار افکار عمومی به طور پیوسته مدیران در معرض پاسخگویی قرار می‌گیرند و امکان لغزش کاهش پیدا می‌کند و شهروندان به طور پیوسته از متولیان امر درخواست رتق و فتق امور را با ظرافت و دقت دارند و در واقع مسئولین صاحبان قدرت تلقی نمی‌شوند بلکه تسهیل کننده امور می‌باشند.

اما در جوامع در حال گذار مدیران دارای قدرت ویژه در صحنه اجرایی هستند و دارای امتیازات خاص می‌باشند و به تناسب وامداری قدرت مسئولیت پذیری آنها گویی کاهش پیدا می‌کند یعنی نتیجه تصمیمات و اقدامات خود را پذیرا نیستند و به علت ساختار فرسوده اداری و باورهای سنتی منصب‌های سیاسی ویژه‌گاه قدرت تلقی می‌شود که مسولیت پذیری در درجه‌های پایین‌تری از اهمیت قرار می‌گیرد اما این روند با توجه به گسترش ارتباطات جمعی و کاهش فاصله بین جوامع در حال کم رنگ شدن است و مقوله مسئولیت‌پذیری در حال احیاء است اگر مطالبه‌گری در جوامع در حال گذار مطلوب نیست بی رونق نیز نمی‌باشد و در زندگی امروز خواست‌ها و مطالباتی مطرح می‌شود که اگر اقدامی عملی در جهت بهبود صورت نمی‌گیرد در جهت توجیه افکار عمومی گامی برداشته می‌شود که از یک سو نشان دهنده عدم بلوغ مطالبه گری در جوامع توسعه نیافته است و از سوی دیگر پویایی این فرآیند را جلوه‌گری می‌کند.

اگر مسئولین در امور اجرایی و تصمیمات اساسی خود از نظرات شهروندان استفاده کنند و در تصمیمات خود دخیل نمایند به ویژه اینکه با فعالین اجتماعی و فرهنگی که بازتاب دهنده نظرات مردم هستند روابط تنگاتنگی داشته باشند و تفکر جمعی را در تصمیمات جاری امور اتخاذ کنند مسئولین کمتر بر اثر نتیجه نامطلوب اقدامات اجرایی مورد مواخذه قرار می‌گیرند و پیکان انتقاد به سوی همگان است.

  • نویسنده : ثریا آسایش